دیکته خداحافظی

دیروز آوین در مدرسه دیکته خداحافظی را نوشت  و وقتی آن را به خانه آورد و من نگاه کردم بی اختیار گریه کردم برای تمام روزهایی که اینقدر زود می گذرند و در ذهن بچه ها تبدیل به خاطره می شوند، خاطراتی خوب و شیرین از اولین روز مدرسه، اولین کلاس، اولین معلم، اولین درس و ...

"سلام با خداحافظی"

وقت خداحافظیِ من از تو عزیز رسیده است.

ولی برای تو شروع کار است.

برایِ تو سلام آغاز یک راه است.

راهی که آن را چراغ علم و دانش روشن کرده است.

راهی که پایان ندارد.

به من قول بده که خسته نشوی.

تو تنها نیستی زیرا همیشه معلّمی هست که دستت را بگیرد و به تو کمک کند.

من می روم اما از دور به تماشای تو می ایستم، من به اُمید فردا زنده می مانم تا ببینم آن چه را که تو یاد گرفته ای آیا به کار می بندی؟

آیا تو فردایی را که آرزو داشته ام، می سازی؟

من می روم اما اندیشه ام را بر جای می گُذارم.

تو نیز می روی اما اوّلین معلّم خود را یعنی معلّم کلاس اول خود را فراموش مَکن.

هیچ کس و هیچ چیز جایِ اولّین را نمی گیرد.

اولّین نگاه، اولّین سلام، اولّین حرف، اولّین درس

بسیار لذّت بردم از این همه احساسی که در این دیکته هست امیدوارم که دخترم یک روز بتونه با افتخار نامه ای برای معلم عزیزش بنویسه و بگه که هر آنچه را که طی این سالها کسب کرده را مدیون زحمات اوست و هیچگاه فراموشش نخواهد کرد.

/ 2 نظر / 464 بازدید
ارغوان

منم.احساساتی شدم خب!خیلی قشنگ بود "هیچ کس و هیچ چیز جای اولین را نمیگیرد ... " بوس برای آوین خوشگل[ماچ]

سحر

چه دیکته قشنگی[قلب] مبارک باشه تموم شدن کلاس اول آوین جان[گل][دست][هورا]